انرژی

نسخه کامل: *** حکيم عمر خيام نيشابوری ***
شما در حال بازدید از بایگانی ارسال های انجمن هستید این نسخه کامل نیست : برای مشاهده نسخه کامل اینجا کلیک کنید
حکيم عمر خيام نيشابوری ......
پدر رباعی در ادبیات فارسی، شاعر، منجم و فیلسوف ایرانی
در كـــارگــه كـــوزه گری رفــــــتم دوش
دیــــدم دو هـــزار كـــوزه گویا و خموش
ناگاه یكـــی كــــوزه بــر آورد خــــــروش
كــــــو كوزه گر و كوزه خر و كوزه فروش


دوستان گرامي آنچه
در اين پست مي خوانيد براي آشنايي هر چند مختصر شما با زندگي يكي از
بزرگترين مفاخر كشورمان ايران است به اين اميد كه مورد استفاده شما قرار
گيرد





زندگينامه خيام


حكيم عمر خيام نيشابوري، متولد 29
ارديبهشت 427 هجري شمسي (18 مي 1048 ميلادي) در نيشابور، متوفي 13 آذر ماه
510 هجري شمسي (4 دسامبر 1131 ميلادي). خيام را به عنوان يک شاعر، ستاره
شناس، و رياضي دان مشهور مي شناسند، ولي شهرت بيشتر او بخاطر رباعـياتش مي
باشد.


نام خيام (خيمه دوز) ممکن است که
از شغل و حرفه پدرش مشتق شده باشد. خيام تحصيلات خود را در عـلوم و فلسفه
در نيشابور و بلخ به خوبي گذرانيد و به سمرقند رفت، جايي که رسالت مهم
خودش را در رابطه با جبر کامل کرد. نام او چنان پرآوازه شد که سلطان
سلجوقي، ملکشاه، از او درخواست کرد که جاي ستاره شناس او را گرفته و نظارت
ضروري را در رابطه با بازسازي سالنامه بيان کند. او همچنين ماموريت يافت
که رصد خانه اي در شهر اصفهان بنا کند و با ديگر ستاره شناسان همکاري
نمايد.


امروزه صدها رباعي را به او نـسبت
مي دهند ! که بسياري از آن ها جعـلي و ساختگي است ! اما هفتاد و دو رباعي
از رباعـيات به طور قطع درست و معتبر هستند، که در کتاب شعر شراب نيشابور
به قلم خود خيام است.


آرامگاه اين شاعر بزرگ و رياضي دان
مشهور ايراني، در باغـي در نـيشابور بنا شده است. اين آرامگاه در سال 1341
هجري شمسي برابر با 1962 ميلادي ساخته شد


آثار خيام


1- اشعار عربي كه چند قطعه بيشتر نيست

2- رباعيات فارسي

3- رساله جبر و مقابله به عربي، خيام اولين كسي است كه
كتاب جبر و مقابله كامل را تدوين نمود و معادلات را طبقه بندي كرد و
معادله درجه سوم را حل نمود و قاعدة بدست آوردن ضرائب بسط دو جمله اي را
كه امروز بنام اسحاق نيوتن كاشف جاذبه زمين معروف است كشف كرد و بيان نمود

4- رسالة في شرح اشكل من مصادرات كتاب اقليدس

5- زيج ملكشاهي

6- مختصري در طبيعيات

7- صحيفه اي بزبان فارسي در كليات وجود

8- رساله اي بزبان فارسي در كليات وجود

9- رساله اي در كون و تكليف

10- رساله اي در شناخت سيم و زر بنام: في الاحتيال المعرفه مقداري الذهب و الفصه في جسم مركب منها

11- رساله اي در صورت تضاد در جواب سه مسئله از حكمت

12- رساله لوازم الامكنه

13- ترجمه فارسي خطبه ابن سينا از عربي.

14- قسمتي از مجموعه روضه الرضوان القلوب كه به كوشش كريستنسن كشف شده

15- نوروز فارسي و عربي در وجود

16- رساله نظام الملك راجع به حكومت

17- دو گفتار فارسي و عربي در وجود

18- دو رساله در سه مسئله از حكمت

19- رساله اي در علم اعلي و حكمت اولي

رباعيات خيام




اينك كه بطور
اختصار با زندگي و مقام علمي اين دانشمند بزرگ آشنا شديم بجاست كه نظر
مرحوم فروغي « ذكاء الملك » را پيرامون فضائل علمي و رباعيات خيام در اين
جا نقل كنيم:


« جاي بسي
تأسف است كه هر چند خيام را اين رباعيات نامي ساخته اما مردم ما از عارف و
عامي قدر او را ندانسته و تصوراتي دربارة او كرده اند كه مي توان گفت
مظلوم واقع شده است. عابدان و مقدسان خشك، كلمات او را كفر آميز دانسته،
عامه مردم او را شرابخوار پنداشته و به اشعار او از نظر تحريض و ترغيب به
ميخوارگي نگريسته اند و جماعتي به همين جهت و بنابراين كه او را بي اعتقاد
به مبدا و معاد فرض كرده اند هواخواه او شده اند. و مقدسين از آن رو
مطعوتش شمرده اند... »




پيش بيني خيام


اين حكايت شيرين را نظامي عروضي كه خود از معاصران حكيم خيام بوده در چهار مقاله آورده و چنين نوشته :


در سنه ست و
خمس مائه بشهر بلخ در كوي برده فروشان در سراي امير سعده جره، خواجه امام
عمر خيامي و خواجه مظفر اسفزاري نزول كرده بودند و من بدان خدمت پيوسته
بودم. در ميان مجلس عشرت از حجه الحق عمر شنيدم كه او گفت: گور من در
موضعي باشد كه هر بهاري شمال بر من گل مي افشان مي كند. مرا اين سخن
مستحيل نمود و دانستم چنوئي گزافه نگويد. چون در سنه ثلثين به نيشابور
رسيدم چهار سال بود تا آن بزرگ روي در نقاب خاك كشيده بود و عالم سفلي ازو
يتيم مانده و او را بر من حق استادي بود. آدينه اي بزيارت او رفتم و يكي
را با خودم ببردم كه خاك او بمن نماند. مرا بگورستان حيره بيرون آورده و
بر دست چپ گشتم، در پايين ديوار باغي خاك او ديدم نهاده و درختان امرود
گلابي و زردآلو سر از باغ بيرون كرده و چندان برگ شكوفا بر خاك او ريخته
كه خاك او در زير گل پنهان بود و مرا ياد آن حكايت كه به شهر بلخ ازو
شنيده بودم. گريه بر من افتاد كه در بسيط عالم و اقطار ربع مسكون او را
هيچ جاي نظيري نمي ديدم ايزد تبارك و تعالي جاي او در جنان كناد. بمنه و
كرمه.

و اينهم مينياتوري زيبا در مدح عمر خيام نيشابوري






مرجع آدرس ها