۱۳ اسفند ۱۳۸۶, ۱۶:۵۸
۷ شهريور ۱۳۸۷, ۱۶:۱۷
بیماری لویی بادی چیست؟
<!-- / icon and title -->
<!-- message -->
طور
خلاصه، بیماری لویی بادی نوعی جنون است که به دلیل آسیبهای مغزی که بنا به
دلایلی ناشناخته رخ میدهند، به وجود می آید. بیماری لویی بادی (Lewy body)
وضعیتی است که منجر به جنونی بسیار مشابه با بیماری آلزایمر میشود. البته
این بیماری هم در ماهیت دقیق نشانه ها و هم در آسیبهایی که پس از مرگ در
مغز بیماران یافت شده، با آلزایمر متفاوت است. هرچند شیوه درمانی و علاجی
برای بیماری لویی بادی وجود ندارد، اما بعضی از نشانه های آن توسط دارو
قابل کنترل هستند.
به طور خلاصه، بیماری لویی بادی نوعی جنون است که به دلیل آسیبهای مغزی که
بنا به دلایلی ناشناخته رخ میدهند، به وجود می آید. با معاینه دقیق میتوان
متوجه تفاوت نشانه های آن با آلزایمر شد. لویی بادی اخیرا به عنوان یک
بیماری مستقل شناخته شده است.
این بیماری به نام پزشکی شناخته میشود که برای اولین بار رسوبهای موجود در
مغز را در مقاله خود عنوان نمود این رسوبها درست مشابه ضایعاتی است که در
مغز بیماران مبتلا به این جنون مشاهده شده است. لویی بادیها، رسوبات گردی
حاوی سلولهای آسیب دیده مغزی هستند و احتمالا زمانی ایجاد میشوند که
سلولها سعی میکنند در مقابل حمله از خود دفاع کنند.
تشخیص صحیح و دقیق نوع جنون از اهمیت فراوانی برخوردار است زیرا داروهای
جدید میتوانند بر انواعی از جنون موثر بوده و بر انواع دیگر تاثیری نداشته
باشند.
نشانه ها کدامند؟
جنون مرتبط با بیماری لویی بادی بر موارد زیر تاثیر میگذارد:
• حافظه
• تکلم
• قابلیت تشخیص فاصله
• توانایی انجام دادن کارهای ساده
• توانایی استدلال
افراد مبتلا به این نوع جنون از توهم رنج میبرند، آنها افراد، اشیا و
حیواناتی واهی را بر روی تخت، میز و در اطراف خود مشاهده میکنند.
احتمال اینکه این اشخاص دچار زمین خوردگی متعدد شوند نیز بسیار زیاد است
زیرا آنها توانایی تشخیص فواصل و ارتفاعات را از دست داده و نمیتوانند
حرکات خود را با واقعیت منطبق نمایند. ممکن است آنها دچار نشانه هایی
مانند علایم پارکینسون شوند که کند شدن حرکت، خشکی عضلات و رعشه از آن
جمله اند. در برخی موارد معدود ضربان قلب و فشارخون نیز تحت تاثیر قرار
میگیرند.
تواناییهای فرد مبتلا معمولا ساعت به ساعت و طی هفته ها و ماهها در نوسان
است و همین مسئله موجب میشود که گاهی پرستاران و اطرافیان این بیماران
تصور کنند که فرد بیمار خود را بیماری زده است.
تشخیص بیماری چگونه انجام میگیرد؟
روش اصلی تشخیص این نوع جنون با تهیه سابقه دقیق الگوهای رفتاری و نشانه
ها صورت میگیرد که با حذف انواع دیگر جنون، به نتیجه میرسد. اسکن مغزی
میتواند تباهی مغز را نمایان کند اما لویی بادیها - گلوله های موجود
درمغز- تنها پس از مرگ قابل کشف و بررسی هستند.
آیا درمانی برای این بیماری وجود دارد؟
هیچ درمانی برای بیماری لویی بادی وجود ندارد و این عارضه معمولا به مرگ
منجر میشود و روند توسعه آن نیز بسیار سریعتر از آلزایمر است. اگر بیمار
نشانه هایی از بیماری پارکینسون نیز داشته باشد، به داروهای جانشین
دوپامین (dopamine) که برای پارکینسون تجویز میشوند- واکنش مثبت نشان
میدهد.
نکته مهم در اشخاص مبتلا به لویی بادی این است که از داروهای آرامبخش
ضدروان پریشی اجتناب نمایند زیرا این داروها دارای عوارض جانبی شدید بوده
و حتی منجر به مرگ میشود. هرچند این عارضه درمان پذیر نیست، اما با تولید
داروهای جدید، امید برای کنترل و کند کردن روند توسعه بیماری در نواحی
حیاتی وجود دارد.
مانند موارد دیگر روان پریشی، روشها و تدابیری برای بیماران مبتلا به لویی
بادی نیز درنظر گرفته شده است تا این افراد بتوانند در مراحل ابتدایی
بیماری، زندگی روزانه خود را دنبال کنند. این تدابیر شامل برقرار نمودن
برنامه منظم و خدشه ناپذیر زندگی، به کارگیری هشدارهای صوتی یا کتبی و
حمایت روحی و ایجاد اطمینان خاطر در بیمار است. اشخاصی که در مراحل اولیه
بیماری دچار ناتوانی در به کاربردن کلمات میشوندف میتوانند با جلسات گفتار
درمانی این مشکل را تا حد زیادی برطرف نمایند. اما با پیشرفت بیماری این
تدابیر به تدریج کاربرد خود را از دست میدهند.
بیماران در شرایط حاد باید در مراکز مخصوص بستری شده یا توسط پرستاران مجرب و متخصص نگهداری شوند.
<!-- / icon and title -->
<!-- message -->
طور
خلاصه، بیماری لویی بادی نوعی جنون است که به دلیل آسیبهای مغزی که بنا به
دلایلی ناشناخته رخ میدهند، به وجود می آید. بیماری لویی بادی (Lewy body)
وضعیتی است که منجر به جنونی بسیار مشابه با بیماری آلزایمر میشود. البته
این بیماری هم در ماهیت دقیق نشانه ها و هم در آسیبهایی که پس از مرگ در
مغز بیماران یافت شده، با آلزایمر متفاوت است. هرچند شیوه درمانی و علاجی
برای بیماری لویی بادی وجود ندارد، اما بعضی از نشانه های آن توسط دارو
قابل کنترل هستند.
به طور خلاصه، بیماری لویی بادی نوعی جنون است که به دلیل آسیبهای مغزی که
بنا به دلایلی ناشناخته رخ میدهند، به وجود می آید. با معاینه دقیق میتوان
متوجه تفاوت نشانه های آن با آلزایمر شد. لویی بادی اخیرا به عنوان یک
بیماری مستقل شناخته شده است.
این بیماری به نام پزشکی شناخته میشود که برای اولین بار رسوبهای موجود در
مغز را در مقاله خود عنوان نمود این رسوبها درست مشابه ضایعاتی است که در
مغز بیماران مبتلا به این جنون مشاهده شده است. لویی بادیها، رسوبات گردی
حاوی سلولهای آسیب دیده مغزی هستند و احتمالا زمانی ایجاد میشوند که
سلولها سعی میکنند در مقابل حمله از خود دفاع کنند.
تشخیص صحیح و دقیق نوع جنون از اهمیت فراوانی برخوردار است زیرا داروهای
جدید میتوانند بر انواعی از جنون موثر بوده و بر انواع دیگر تاثیری نداشته
باشند.
نشانه ها کدامند؟
جنون مرتبط با بیماری لویی بادی بر موارد زیر تاثیر میگذارد:
• حافظه
• تکلم
• قابلیت تشخیص فاصله
• توانایی انجام دادن کارهای ساده
• توانایی استدلال
افراد مبتلا به این نوع جنون از توهم رنج میبرند، آنها افراد، اشیا و
حیواناتی واهی را بر روی تخت، میز و در اطراف خود مشاهده میکنند.
احتمال اینکه این اشخاص دچار زمین خوردگی متعدد شوند نیز بسیار زیاد است
زیرا آنها توانایی تشخیص فواصل و ارتفاعات را از دست داده و نمیتوانند
حرکات خود را با واقعیت منطبق نمایند. ممکن است آنها دچار نشانه هایی
مانند علایم پارکینسون شوند که کند شدن حرکت، خشکی عضلات و رعشه از آن
جمله اند. در برخی موارد معدود ضربان قلب و فشارخون نیز تحت تاثیر قرار
میگیرند.
تواناییهای فرد مبتلا معمولا ساعت به ساعت و طی هفته ها و ماهها در نوسان
است و همین مسئله موجب میشود که گاهی پرستاران و اطرافیان این بیماران
تصور کنند که فرد بیمار خود را بیماری زده است.
تشخیص بیماری چگونه انجام میگیرد؟
روش اصلی تشخیص این نوع جنون با تهیه سابقه دقیق الگوهای رفتاری و نشانه
ها صورت میگیرد که با حذف انواع دیگر جنون، به نتیجه میرسد. اسکن مغزی
میتواند تباهی مغز را نمایان کند اما لویی بادیها - گلوله های موجود
درمغز- تنها پس از مرگ قابل کشف و بررسی هستند.
آیا درمانی برای این بیماری وجود دارد؟
هیچ درمانی برای بیماری لویی بادی وجود ندارد و این عارضه معمولا به مرگ
منجر میشود و روند توسعه آن نیز بسیار سریعتر از آلزایمر است. اگر بیمار
نشانه هایی از بیماری پارکینسون نیز داشته باشد، به داروهای جانشین
دوپامین (dopamine) که برای پارکینسون تجویز میشوند- واکنش مثبت نشان
میدهد.
نکته مهم در اشخاص مبتلا به لویی بادی این است که از داروهای آرامبخش
ضدروان پریشی اجتناب نمایند زیرا این داروها دارای عوارض جانبی شدید بوده
و حتی منجر به مرگ میشود. هرچند این عارضه درمان پذیر نیست، اما با تولید
داروهای جدید، امید برای کنترل و کند کردن روند توسعه بیماری در نواحی
حیاتی وجود دارد.
مانند موارد دیگر روان پریشی، روشها و تدابیری برای بیماران مبتلا به لویی
بادی نیز درنظر گرفته شده است تا این افراد بتوانند در مراحل ابتدایی
بیماری، زندگی روزانه خود را دنبال کنند. این تدابیر شامل برقرار نمودن
برنامه منظم و خدشه ناپذیر زندگی، به کارگیری هشدارهای صوتی یا کتبی و
حمایت روحی و ایجاد اطمینان خاطر در بیمار است. اشخاصی که در مراحل اولیه
بیماری دچار ناتوانی در به کاربردن کلمات میشوندف میتوانند با جلسات گفتار
درمانی این مشکل را تا حد زیادی برطرف نمایند. اما با پیشرفت بیماری این
تدابیر به تدریج کاربرد خود را از دست میدهند.
بیماران در شرایط حاد باید در مراکز مخصوص بستری شده یا توسط پرستاران مجرب و متخصص نگهداری شوند.
۷ شهريور ۱۳۸۷, ۱۶:۱۸
پارکینسون چیست؟
<!-- / icon and title -->
<!-- message -->
nload="NcodeImageResizer.createOn(this);" border="0">
پارکینسن یک بیماری دژنراتیو عصبی، ناتوانکننده و
پیشرونده است که توسط جیمزپارکینسون در سال 1817 توصیف شد. مشخصات بیماری
عبارتند از حرکت کند و کاهش یافته، سفتی و لرزش عضلانی و عدم تعادل، جویدن
ناقص، اختلال در بلع و در سخن گفتن.
این بیماری در اثر تحلیل سلولهای مغزی تولید کننده
دوپامین در سنین بالای 60 سال رخ میدهد. (معمولا از 40 سالگی تا 70
سالگی) تقریبا 66% بیماران طی 5 سال اول بیماری و 80% پس از 10 سال دچار
ناتوانی میگردند. پارکینسون از جمله بیماریهای عصبی در جهان به شمار
میآید که شیوع این بیماری در افراد آفریقایی- آمریکائی و آسیاییها در
مقایسه با نژاد سفید کمتر است.
سه فرضیه در مورد علت شناسی پارکینسون وجود دارد:
1- تغییر متابولیسم دوپامین در اثر یک جراحت عصبی
2- تماس با سموم عصبی محیطی
3- زمینه گوارشی
سالمندی همراه با کاهش سلولهای عصبی حاوی دوپامین و
افزایش مونوآمین اکسیداز است.در حین متابولیسم دوپامین تولید سموم
آندوژنیک میکند (رادیکالهای آزاد و پراکسید هیدروژن) و سبب از بین رفتن
چربی غشاءها و مرگ سلولی میشود. در صورت وجود زمینه ارثی، آسیبهای شدید
ممکن است سبب از دستدهی شدید سلولهای عصبی تولیدکننده دوپامین شود،
درست مثل اتفاقی که در بیماری پارکینسون رخ میدهد. بر اساس بررسیها
کمبود شدید و طولانی مدت ویتامین E میتواند منجر به از دست رفتن پایانه
عصبی نیگروستریاتول شود.
نکته دیگر آن که مصرف زیاد آهن ومنیزیم احتمالاً با
بروز پارکینسون در ارتباط هستند. با توجه به مطالعات، زمینه ارثی نیز در
بروز بیماری موثر است، بخصوص در 2قلوهای دختر میزان ابتلا به این بیماری
نسبت به سایر بستگان بالاتر میباشد. زنان احتمالاً از اجزای ژنتیک
قویتری برای ابتلا به بیماری برخوردارند.
درمان:
مثلث کلاسیک نشانههای بیماری عبارت است از:
* لرزش عضلانی
* سفتی عضلانی
* برادی کینزی
این علائم اولین بار توسط جیمز پارکینسون توصیف شد که هنوز یک مقیاس بالینی پذیرفتهشده برای تشخیص به شمار میآید.
در حال حاضر از داروی لوودوپا یا –L دوپا جهت درمان و
کنترل علائم بیماری استفاده میشود. از آنجا که دوپامین نمیتواند
مستقیماً از سد خونی – مغزی عبور کند لذا –Lدوپا که پیشساز دوپامین است
به صورت جایگزین به فرد تزریق میشود که پس از ورود به مغز توسط آنزیم
دوپادکربوکسیلاز به دوپامین تبدیل میشود.
تغذیه درمانی:
* مشاوره با بیمار و اقوام وی و بررسی وضعیت بیوشیمیایی و تغذیهای وی از اولین گامهای درمان غذایی به شمار میآیند.
* نظر به اینکه
عوارض مصرف دارو در پارکینسون شامل بی اشتهایی، تهوع، کاهش حسبویایی،
یبوست و خشکی دهان است پس برای کاهش عوارض گوارشی بهتر است دارو همراه با
غذا مصرف شود.
* برخی غذاها
بخصوص لوبیاها به طور طبیعی حاوی –Lدوپا هستند پس بهتر است حتماً در رژیم
غذایی گنجانده شوند. توصیه میشود مصرف پروتئین بیمار بخصوص در طول روز
محدود بوده و تنها در وعده شام یا وعده قبل از خواب پروتئین با ارزش
بیولوژیک بالا (مثل لبنیات و تخم مرغ و گوشتها) استفاده شود. بهتر است
میزان مصرف پروتئین به 8/0 گرم به ازاء هر کیلوگرم وزن بدن برسد. زیرا
مصرف زیاد پروتئین سبب کاهش اثر دارو میشود. علت آن است که –Lدوپا یکی از
چند آسید آمینهای است که جهت برداشتهشدن از خون و ورود به مغز رقابت
میکند در صورت محدودیت مصرف پروتئین کاهش رقابت سایر اسیدهای آمینه سبب
ورود میزان بیشتری –Lدوپا به مغز و در نتیجه بهبود نسبی اعمال حرکتی بیمار
و کاهش نوسانات اثر دارو در طول روز میگردد.
* اگرچه مصرف پروتئین در شب میتواند سبب کاهش سطح –Lدوپا و لرزش و حرکات آهسته در طول شب بود.
توجه داشتهباشید مصرف ویتامین B6 (پیریدوکسین) یا
منابع غذایی حاوی آن تنها در حد توصیه شده باشد زیرا مصرف زیاد B6 نیز به
علت اثر آن در فرآیند تبدیل –Lدوپا به دوپامین در حضور آنزیم دی
کربوکسیلاز، میتواند سبب اختلال در متابولیسم دارو در مغز و کاهش اثر
دارو شود.
از جمله منابع ویتامین B6 میتوان به نخود، ماهی تن و
ماهی آزاد، سبوس و جوانه گندم اشاره کرد. ضمناً در صورت مصرف مولتی
ویتامین به میزان B6 موجود در آن توجه کنید.
* اصولاً در طی درمان با –Lدوپا مصرف پروتئین، ویتامین B6، الکل، و کافئین باید محدود شود.
* از آنجایی که
اغلب افراد از داروهای ضد افسردگی استفاده میکنند که میتواند سبب افزایش
وزن شود و در عین حال تغییر در میزان فعالیت و نحوه غذا خوردن نیز بروز
میکند، پس کنترل وزن بیمار از اهیمت بسزایی برخوردار است.
* اکسیداسیون
حاصل از رادیکالهای آزاد در بروز پارکینسون و بدتر شدن آن نقش دارد.
رژیمهای غنی از آنتی اکسیدانهای طبیعی نظیر ویتامین E,C و کاروتنوئیدها
و عنصر سلینوم احتمال بروز بیماری و روند آنرا کند میکند.
* اغلب بیماران
دچار کمبود ویتامین B3 و اسید فولیک میشوند که اینحالت سبب بدتر شدن
علائم میگردد بهتر است نسبت به مصرف ویتامینهای گروه B توجه کافی را
مبذول دارید.(البته به جز B6)
* روغن گل مغربی به دلیل داشتن گامانولیک اسید میتواند در کاهش لرزش موثر باشد.
* مصرف –Lمیتوین سبب سهولت حرکت، بهبود قدرت، خلق و خو و خواب بیمار میشود. (زیر نظر پزشک)
* جهت جلوگیری از یبوست و کم آبی مصرف مایعات کافی و فیبر توصیه میشود.
* همزمان با
پیشرفت بیماری حالت سفتی عضلانی در انتهای اندامها سبب اختلال در توانایی
بیمار جهت مراقبت از خود میشود و بیمار نمیتواند غذا بخورد. خوردنش کند
میشود و مدت صرف غذا از یکساعت هم میگذرد. حرکات همزمان مثل نگهداشتن
کارد و چنگال با هم به شدت مشکل میشود.
در این حالت بیمار را در بهترین وضعیت ممکن جهت
غذاخوردن قرار دهید و از ظروف تطبیقی نظیر فنجانهایی با دو دسته یا ظروف
دارای دسته حلقوی و ظورف لبه دار استفاده کنید. بهتر است وعدههای غذایی
کوچک و مکرر بوده و غلظت غذا برحسب توانایی بلع در بیمار انتخاب شود.
* اصولا تشویق و حمایت بیمار به منظور مصرف مقادیر کافی غذا نکته کلیدی در مراقبت از این بیماران به شمار میآید.
<!-- / icon and title -->
<!-- message -->
پارکینسن یک بیماری دژنراتیو عصبی، ناتوانکننده و
پیشرونده است که توسط جیمزپارکینسون در سال 1817 توصیف شد. مشخصات بیماری
عبارتند از حرکت کند و کاهش یافته، سفتی و لرزش عضلانی و عدم تعادل، جویدن
ناقص، اختلال در بلع و در سخن گفتن.
این بیماری در اثر تحلیل سلولهای مغزی تولید کننده
دوپامین در سنین بالای 60 سال رخ میدهد. (معمولا از 40 سالگی تا 70
سالگی) تقریبا 66% بیماران طی 5 سال اول بیماری و 80% پس از 10 سال دچار
ناتوانی میگردند. پارکینسون از جمله بیماریهای عصبی در جهان به شمار
میآید که شیوع این بیماری در افراد آفریقایی- آمریکائی و آسیاییها در
مقایسه با نژاد سفید کمتر است.
سه فرضیه در مورد علت شناسی پارکینسون وجود دارد:
1- تغییر متابولیسم دوپامین در اثر یک جراحت عصبی
2- تماس با سموم عصبی محیطی
3- زمینه گوارشی
سالمندی همراه با کاهش سلولهای عصبی حاوی دوپامین و
افزایش مونوآمین اکسیداز است.در حین متابولیسم دوپامین تولید سموم
آندوژنیک میکند (رادیکالهای آزاد و پراکسید هیدروژن) و سبب از بین رفتن
چربی غشاءها و مرگ سلولی میشود. در صورت وجود زمینه ارثی، آسیبهای شدید
ممکن است سبب از دستدهی شدید سلولهای عصبی تولیدکننده دوپامین شود،
درست مثل اتفاقی که در بیماری پارکینسون رخ میدهد. بر اساس بررسیها
کمبود شدید و طولانی مدت ویتامین E میتواند منجر به از دست رفتن پایانه
عصبی نیگروستریاتول شود.
نکته دیگر آن که مصرف زیاد آهن ومنیزیم احتمالاً با
بروز پارکینسون در ارتباط هستند. با توجه به مطالعات، زمینه ارثی نیز در
بروز بیماری موثر است، بخصوص در 2قلوهای دختر میزان ابتلا به این بیماری
نسبت به سایر بستگان بالاتر میباشد. زنان احتمالاً از اجزای ژنتیک
قویتری برای ابتلا به بیماری برخوردارند.
درمان:
مثلث کلاسیک نشانههای بیماری عبارت است از:
* لرزش عضلانی
* سفتی عضلانی
* برادی کینزی
این علائم اولین بار توسط جیمز پارکینسون توصیف شد که هنوز یک مقیاس بالینی پذیرفتهشده برای تشخیص به شمار میآید.
در حال حاضر از داروی لوودوپا یا –L دوپا جهت درمان و
کنترل علائم بیماری استفاده میشود. از آنجا که دوپامین نمیتواند
مستقیماً از سد خونی – مغزی عبور کند لذا –Lدوپا که پیشساز دوپامین است
به صورت جایگزین به فرد تزریق میشود که پس از ورود به مغز توسط آنزیم
دوپادکربوکسیلاز به دوپامین تبدیل میشود.
تغذیه درمانی:
* مشاوره با بیمار و اقوام وی و بررسی وضعیت بیوشیمیایی و تغذیهای وی از اولین گامهای درمان غذایی به شمار میآیند.
* نظر به اینکه
عوارض مصرف دارو در پارکینسون شامل بی اشتهایی، تهوع، کاهش حسبویایی،
یبوست و خشکی دهان است پس برای کاهش عوارض گوارشی بهتر است دارو همراه با
غذا مصرف شود.
* برخی غذاها
بخصوص لوبیاها به طور طبیعی حاوی –Lدوپا هستند پس بهتر است حتماً در رژیم
غذایی گنجانده شوند. توصیه میشود مصرف پروتئین بیمار بخصوص در طول روز
محدود بوده و تنها در وعده شام یا وعده قبل از خواب پروتئین با ارزش
بیولوژیک بالا (مثل لبنیات و تخم مرغ و گوشتها) استفاده شود. بهتر است
میزان مصرف پروتئین به 8/0 گرم به ازاء هر کیلوگرم وزن بدن برسد. زیرا
مصرف زیاد پروتئین سبب کاهش اثر دارو میشود. علت آن است که –Lدوپا یکی از
چند آسید آمینهای است که جهت برداشتهشدن از خون و ورود به مغز رقابت
میکند در صورت محدودیت مصرف پروتئین کاهش رقابت سایر اسیدهای آمینه سبب
ورود میزان بیشتری –Lدوپا به مغز و در نتیجه بهبود نسبی اعمال حرکتی بیمار
و کاهش نوسانات اثر دارو در طول روز میگردد.
* اگرچه مصرف پروتئین در شب میتواند سبب کاهش سطح –Lدوپا و لرزش و حرکات آهسته در طول شب بود.
توجه داشتهباشید مصرف ویتامین B6 (پیریدوکسین) یا
منابع غذایی حاوی آن تنها در حد توصیه شده باشد زیرا مصرف زیاد B6 نیز به
علت اثر آن در فرآیند تبدیل –Lدوپا به دوپامین در حضور آنزیم دی
کربوکسیلاز، میتواند سبب اختلال در متابولیسم دارو در مغز و کاهش اثر
دارو شود.
از جمله منابع ویتامین B6 میتوان به نخود، ماهی تن و
ماهی آزاد، سبوس و جوانه گندم اشاره کرد. ضمناً در صورت مصرف مولتی
ویتامین به میزان B6 موجود در آن توجه کنید.
* اصولاً در طی درمان با –Lدوپا مصرف پروتئین، ویتامین B6، الکل، و کافئین باید محدود شود.
* از آنجایی که
اغلب افراد از داروهای ضد افسردگی استفاده میکنند که میتواند سبب افزایش
وزن شود و در عین حال تغییر در میزان فعالیت و نحوه غذا خوردن نیز بروز
میکند، پس کنترل وزن بیمار از اهیمت بسزایی برخوردار است.
* اکسیداسیون
حاصل از رادیکالهای آزاد در بروز پارکینسون و بدتر شدن آن نقش دارد.
رژیمهای غنی از آنتی اکسیدانهای طبیعی نظیر ویتامین E,C و کاروتنوئیدها
و عنصر سلینوم احتمال بروز بیماری و روند آنرا کند میکند.
* اغلب بیماران
دچار کمبود ویتامین B3 و اسید فولیک میشوند که اینحالت سبب بدتر شدن
علائم میگردد بهتر است نسبت به مصرف ویتامینهای گروه B توجه کافی را
مبذول دارید.(البته به جز B6)
* روغن گل مغربی به دلیل داشتن گامانولیک اسید میتواند در کاهش لرزش موثر باشد.
* مصرف –Lمیتوین سبب سهولت حرکت، بهبود قدرت، خلق و خو و خواب بیمار میشود. (زیر نظر پزشک)
* جهت جلوگیری از یبوست و کم آبی مصرف مایعات کافی و فیبر توصیه میشود.
* همزمان با
پیشرفت بیماری حالت سفتی عضلانی در انتهای اندامها سبب اختلال در توانایی
بیمار جهت مراقبت از خود میشود و بیمار نمیتواند غذا بخورد. خوردنش کند
میشود و مدت صرف غذا از یکساعت هم میگذرد. حرکات همزمان مثل نگهداشتن
کارد و چنگال با هم به شدت مشکل میشود.
در این حالت بیمار را در بهترین وضعیت ممکن جهت
غذاخوردن قرار دهید و از ظروف تطبیقی نظیر فنجانهایی با دو دسته یا ظروف
دارای دسته حلقوی و ظورف لبه دار استفاده کنید. بهتر است وعدههای غذایی
کوچک و مکرر بوده و غلظت غذا برحسب توانایی بلع در بیمار انتخاب شود.
* اصولا تشویق و حمایت بیمار به منظور مصرف مقادیر کافی غذا نکته کلیدی در مراقبت از این بیماران به شمار میآید.